یک

تابستون از راه رسید. امتحانها تموم شد و دانشگاه تعطیل. یوهو هو هو ....  تو هر سن و سالی هم که باشی تعطیلی مدرسه و دانشگاه میچسبه. بهار خیلی فشرده‌ای داشتم. امتحانات ترم پیش که تموم شد وقت خونه تکونی بود و حما... ! بعد هم که عید و مسافرت و .....  تازه از اردیبهشت ماه شروع کردم به درس خوندن. بعدش هم ماموریت روسیه پیش اومد.( خاطرات سفر روس۞ رو  به تدریج اینجا مینویسم.) کلی برنامه برای تابستون دارم، کلی کار تو شرکت دارم. کلی عذاب وجدان برای پسرک دارم. میخوام به همشون هم برسم. با برنامه ریزی دقیق!!! چهارشنبه گذشته، در اولین قدم کارهایی که باید انجام بشه رو فایل کردم و محض سکیوریتی! پس ورد براش گذاشتم. یک پس ورد ساده. نیازی ندیدم یادداشتش کنم، ساده تر از اون بود که فراموشم بشه. امروز شنبه، به فایل مراجعه میکنم که برنامه امروزم رو ببینم و ....... ووآلا.... پس ورد یادم رفته! به همین سادگی ! به همین بیمزگی! برنامه آفیس کی رو اجرا میکنم تا پس ورد فایل رو هک کنه....بذار ببینم.... بعللللله ، یک ساعت و سی و هشت دقیقه و شانزده ثانیه و هنوز خبری از پس ورد نیست. میرم به کارم برسم.

۞این اسم سفرنامه‌ی مرحوم جلال آل احمد است. شرح خاطراتش از سفر به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

/ 1 نظر / 8 بازدید
امین

برای بالا بردن آمار وبلاگت به لینک باکس زیر برو و کد لینک باکس رو دریافت و در قالب وبلاگت ( آخر ویرایش قالب وبلاگ) قرار بده بعد لینکت رو برام ارسال کن تا در لینک باکس قرار دهم. http://www.justpersian.net/linkbox/13499