صد رحمت به قبلی!!!

شايد دو سه ماهي هست كه در مسير برگشتم به خانه نوشته‌هاي آدم ابلهي روي پستهاي تلفن يا زير پله‌هاي پل عابر پياده رو ميخوانم با اين مضمون كه " رضا پهلوي بارها با مادرش فرح آميزش جنسي داشته است." از درستي و يا نادرستي اصل مسئله كه ربطي به ما نداره بگذريم، اولين سوالي كه براي من پيش آمد اين بود كه هدف اين احمق از نوشتن اين مطلب در گذرگاههاي عمومي چيست؟ خوب شايد و با احتمال زياد طرف ميخواسته به كساني كه طرفدار رژيم سلطنتي در ايران هستند اطلاع بده كه بابا اينهائي كه شما هوادارشان هستيد اهل زناي با محارمند!!!   اول خنده‌م گرفت از تجسم اينكه يكي از هواداران دوآتيشه خانواده سلطنتي اين جمله رو بخونه و دلش هري بريزه پائين و بعد چند فحش آبدار نثار وليعهد بي‌ناموس و ملكه‌ي بدكاره بكنه و بعد هم بكلي دست از طرفداري از رژيم شاهنشاهي برداره. بعد فكر كردم به راستي اگر يك رفراندوم با عنوان رژيم سلطنتي آري يا نه؟؟ در ايران برگزار بشه، چند درصد مردم به اين سوال جواب "بله" مي‌دهند؟ آن عده از هموطنان كه در بهمن 57 هم هوادار رژيم سلطنتي بودند عذرشان براي انتخاب كارت سبز كاملاً موجه هست ولي چند درصد از اون 98 درصدي كه به جمهوري اسلامي راي دادن و دشمن خوني رژيم سلطنتي بودند كارت سبزي براي بازگرداندن اين خانواده به ايران به صندوق راي مياندازند؟

به راستي ممكن هست كه يكبار ديگر تاريخ تكرار شود ؟؟؟ ما ايراني‌ها چه ملت عجيبي هستيم. براي نجات از ديكتاتوري قاجار، سيدضياء طباطبائي، روحانيي كه اگرچه ترك لباس كرده ولي بر عقايد صنف خود پابرجاست را به رئيس‌الوزرائي ايران مي‌پذيريم و بعد از 99 روز از شر كابينهِ سياهش به رضاخان قزاق بيسواد بلندپرواز رضايت ميدهيم و بعد از 20 سال ديكتاتور را با فحش و فضاحت به ژوهانسبورگ ميفرستيم و روشنفكري مثل مظفر فيروز بايد به دنبال سيدضياء مرتجع به فلسطين برود و او را با سلام و صلوات به ايران برگرداند كه "صد رحمت به قبلي...." و خدا پدر دكتر مصدق را بيامرزد كه مخالفت كرد وگرنه اصلاحات پهلوي اول در اين كشور كه حقيقتاً قابل تقدير و غيرقابل انكار هست هم بر باد فنا رفته بود. بعد از 37 سال دوباره يادمان ميافتد كه دوره شاهي و شاهنشاهي گذشته و رگ مذهبي مان باد ميكند و انقلاب 57 را راه مياندازيم و پهلوي دوم را بيرون ميكنيم و به جمهوري اسلامي راي آري ميدهيم و باز در مدت زمان كوتاهي پشيمان مي‌شويم و .......

نميدانم. من نه سياستمدارم نه تحليل‌گر، نه جامعه شناس و نه تاريخ‌دان . نقش دولتهاي استعماري را هم در انتخاب و نصب و عزل دولتهاي كشورهاي جهان سوم نفي نميكنم ولي نمي‌دانم كه چرا ما از گذشته‌مان درس نمي‌گيريم ؟ به راستي چرا؟

/ 0 نظر / 13 بازدید